ارزیابی رویکرد بازپروری در کیفرگذاری جرایم اطفال و نوجوانان
آزاده صادقی
Abstract
در سالهای اخیر ضمانتاجراهای کیفری ناظر بر جرایم اطفال و نوجوانان در بسیاری از کشورها تحت تاثیر رویکردهای بازپرورانه شکل گرفته و تلاش شده است تا از کیفرهای سختگیرانه اجتناب شود. این رویکرد در نظام عدالت کیفری ایران نیز الهامبخش تحولات جدیدی در حوزه کیفرگذاری بوده است. در چنین شرایطی، مساله با اهمیت این است که سیاستگذاران تا چه اندازه متعهد به سیاست بازپروری اطفال و نوجوانان بزهکار بوده و در راستای تامین آن رفتار کردهاند. برای پاسخگویی به این پرسش، روش تحلیل محتوای کیفی قوانین کیفری (تحلیل مضمون قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری)به عنوان شیوه جمعآوری دادهها استفاده شده است. همچنین، به مناسبت و در جهت تایید نتایج تحلیل محتوا، به یافتههای حاصل از مشاهده غیر مشارکتی دادگاههای اطفال و نوجوانان (۲۰ جلسه) استناد شده است.یافتههای حاصل از پژوهش بیانگر نوعی آشفتگی در کیفرگذاری است که بر مبنای آن مدل بازپروری در مرحله قانونگذاری تاکنون نتوانسته است به الگوی اصلی در این حوزه مبدل شود. تعیین کیفر بر اساس شدت جرم، تاکید بر نگهداری در موسسات اطفال و نوجوانان (کانون اصلاح و تربیت) به عنوان ضمانتاجرای غالب، عدم استفاده از کیفرهای تجربهمحور، کماهمیتی ابعاد درمانی اصلاحی ضمانتاجراها و توجه ناکافی به کیفرهای اجتماعی و کاستیهای آن، مواردی هستند که شاخصهای التزام به بازپروری را کمرنگ جلوه میدهند. بنابراین، ضروری است تا با استفاده از رویههای تجربهمحور، غنی بخشیدن به رویکردهای نظری و فراهم آوردن بسترهای اجرایی، ابعاد بازپرورانه کیفرهای جرایم اطفال و نوجوانان را تقویت کرد.